الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
194
الغدير ( فارسي )
مخالفين امير المؤمنين على ( ع ) را تحمل كند و در برابر كسانى كه معاويه بر كوفه گماشته بود مقاومت نمايد و نسبت به دستگاه حاكمه نيز موضع مخالف گرفته بود چنان كه از بيعت با يزيد و موافقت با ولايتعهدى او خوددارى ورزيده و در آن مورد به مروان بن حكم سخنى خشن گفته بود . ( 1 ) بر جان خويش از تصميمات تعرضى معاويه ترسيده است و براى اين كه خود را از آسيب وى برهاند اين روايت را جعل كرده تا آن را سپر حمايت خويش گرداند و اتهام علاقه مندى و عشق على ( ع ) را كه به وى مىزدهاند بر طرف سازد ، و آن زمان هر كه را به طرفدارى و عشق على ( ع ) متهم مىساختند به معرض شكنجه و آزارهاى گوناگون و زندان و اعدام در مىآمد . بدينسان ، با جعل اين حديث ، و بخشيدن بهشت به مخالفان و دشمنان على ( ع ) و كسانى كه از بيعتش سرپيچيده و عليه خلافتش قيام مسلحانه كردهاند حاكم وقت را خشنود گردانيده و خطر مرگ و آزار را از خود دور ساخته است . سران مخالفان على ( ع ) را در يك صف قرار داده و هيچكس ديگر را در رديفشان ننشانده و هيچ يك از دوستداران على ( ع ) و شيعهء او را و سروران اهل بهشت را چون سلمان و ابوذر و عمار و مقداد همطراز ايشان ندانسته پندارى بهشت را براى همين چند نفر آفريدهاند ، و با اين عمل عطف حاكم را به خود جلب كرده است در شرائطى كه به پاى هر جاعل تبهكار و هر دروغسازى كه چيزى از اين گونه مىساخت خروارها زر و سيم مىريختند . اگر پاى شمشير و زر و سيم در بين نبود و عقل و انصاف و ايمان داور بود هيچكس متن و مضمون اين روايت را نمىپذيرفت و هرگز على ( ع ) در بهشت با مخالفان و دشمنان و اضدادش فراهم نمىآورد در حالى كه مسلم است متناقضان و اضداد فراهم نمىآيند و وحدت و همسانى نمىيابند . همه مىدانند كه رفتار و تاريخ حيات على ( ع ) غير از رفتار و تاريخ حيات آن ديگران است و او همان مردى است كه در شوراى شش نفره وقتى پيروى از شيوهء ابو بكر و عمر را شرط انتخابش به خلافت گرفتند چشم از خلافت پوشيد تا به پيروى آن شيوه نيالايد و اين ضديت و مخالفت را به صراحت اعلام داشت و بعدها آن اختلافات و كشمكشها را با عثمان پيدا كرد و از كشتنش ناراحت نگشت و حاضر نشد شهادت بدهد به اين كه عثمان بناحق كشته
--> ( 1 ) تاريخ ابن عساكر 6 / 128 .